محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
116
تاريخ الطبرى ( فارسي )
همه عمر متوشلخ نهصد و هفت سال بود . و لمك پسر متوشلخ پسر اخنوخ ، قينوس دختر براكيل پسر محويل ، پسر اخنوخ ، پسر قين ، پسر آدم را به زنى گرفت و در اين وقت صد و هشتاد و هفت سال داشت و نوح پيمبر صلى الله عليه و سلم را آورد و پس از ولادت نوح ، لمك پانصد و نود و پنج سال بزيست و همه عمر وى هفتصد و هشتاد سال بود . و نوح پسر لمك ، عمروره دختر براكيل پسر محويل پسر اخنوخ پسر قين پسر آدم را به زنى گرفت و در اين وقت پانصد سال داشت و سام و حام و يافث را آورد . اهل تورات گفتهاند هشتصد و هفتاد و چهار سال از عمر آدم گذشته بود كه متوشلخ لمك را آورد . وى در كار اطاعت و حفظ پيمان خدا بر روش نياكان بود و چون مرگ متوشلخ در رسيد ، لمك را جانشين خويش كرد و سفارشها كه پدرانش با وى كرده بودند با پسر كرد . گويند لمك قوم خويش را اندرز مىداد و از رفتن پيش فرزندان قايين منع مىكرد اما اندرز نمىگرفتند و همه كسان كه در كوه بودند پيش فرزندان قايين رفتند گويند متوشلخ به جز لمك پسرى صابى نام داشت و صابيان نام از او گرفتند . متوشلخ نهصد و شصت سال بزيست و يكصد و هشتاد سال از عمر وى گذشته بود كه لمك تولد يافت . يكصد و بيست و شش سال پس از وفات آدم ، لمك نوح را آورد و اين يك هزار و پنجاه و شش سال پس از هبوط آدم عليه السلام بود و چون نوح بالغ شد لمك بود گفت : « دانى كه اينجا جز ما كسى نمانده وحشت مكن و پيرو قوم خطا كار مشو » و نوح بسوى پروردگار خواند و قوم خويش را اندرز داد ، كه تحقيرش كردند و خدا عز و جل به دو وحى فرستاد كه مهلتشان دادهام . تو نيز صبر كن مگر باز آيند و توبه كنند . ولى مدت به سر رسيد و توبه نكرده بودند .